ق م در آن هيچ نشانهاي از مطالعهاي علميتر ديده نميشود، و حتي نجوم بابلي در دورهٴ جديد، هنوز كاملاً تجربي بود و مقاصد ماوراء طبيعي و سحري بر آن يكسره غالب گشته بود. بابليان، بسياري از رصدهاي خود را براي يونانيان به ارث گذاشتند، ولي علم نجوم، اساساً، و تقريباً بهطور كامل، مخلوق يونانيان بود.
((قديمترين سند علمي، به مفهوم مجرد كلمه، متعلق به نيمهٴ دوم سدهٴ ششم است. در اين هنگام است كه براي نخستين بار ميبينيم موضع تقريبي خورشيد و ماه از پيش محاسبه شده، همچنان كه قِران ماه با سيارات، و سيارات با يكديگر، و مواضع آنها با علايم بروج دوازدهگانه يادداشت شده است. ولي الواح هيچ دليلي به دست نميدهد تا قبول كنيم كه بابليان پيش از پايان سدهٴ دوم ق م دربارهٴ تقديم اعتدالين معلوماتي داشتهاند. روايت مرسوم دربارهٴ نسبت دادن كشف آن به
ابرخوس نيقي1 كه در اثناي سالهاي 161 و 126 ق م بر روي رصدهاي اسلاف بابلي خويش كار ميكرده، احتمال دارد درست تلقي گردد.))2
بحث كاملتري در اين مورد، در فصل مربوط به بابل و آشور خواهد آمد. يادداشت فعلي صرفاً براي اين درج شده است كه قديمترين رصدهاي علمي ستارهشناسان بابلي را در موضع گاهشناسي خودشان ذكر كند.
د. تولد فلسفهٴ طبيعي
طالس
طالس ملطي3 در حدود 624 ولادت يافت و در 548 هنوز زنده بود. طالس ايوني بود، ولي احتمالاً خون فنيقي در رگهايش جريان داشت. او يكي از حكماي سبعه و بنيانگذار علم و فلسفهٴ يوناني است. او سالها در مصر سفر كرد، و در آنجا با رياضيات و نجوم مصري آشنا شد.
او كسوف 28 مه 585 را پيشبيني كرد (تانري4 گويد كه آن كسوف مربوط به 30 سپتامبر 610 بوده، ولي اين امر با سال ولادت طالس كه عموماً 640 ذكر شده سازگار نيست). براساس معلومات تجربي مصريان او هندسهٴ مجرد را بنيان گذاشت. قضايا و كاربردهاي هندسي مختلفي صريحاً به او نسبت داده شده است. شناسايي آهنربا، نخستين مفهوم قانون طبيعي و ايجاد نخستين مكتب فلسفي ايونيه از اوست، كسي است كه نخستين توضيح را دربارهٴ كاينات عرضه كرد: آب اساس همه چيز است، يا همه چيز آب است. هيچ نوشتهاي از طالس بر جاي نمانده